به کلبه طلبگی خوش امده اید-دل نوشته های یک طلبه جوان / امروز : ◆.کلبه طلبگی.◆

خدايا من در كلبه فقيرانه چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي نداري من چون تويي دارم و تو چون خود نداری 
قالب وبلاگ
طلبه
بوی سیب
امکانات جانبی

اضافه به علاقه مندی ها :





Powered by WebGozar

نه، قبول کن این یک داستان نیست، داستان نان دادن برای خانواده به عنوان یک اجتماع کوچک آنطور که یادم می آید در ذهن ها از زمانی ریشه انداخت که در کلاس سرد دبستان کنار یک بخاری نفتی و با صدای شکسته و گلوی گرفته می خواندیم: بابا نان داد، بابا آب داد.

روحانی نان داد

من یادم نمی آید،و نمی دانم چرا از آن روزگارها همیشه نان آور خانه بابایی با دست های پینه ای و کمر خم بود که هرگز برای کارش از کسی مزدی نگرفت.

آزگار گذشت و همه گفتند: "هر که دندان دهد نان دهد"ولی نمی دانم چرا بعضی ها زیر بار این گفته که "هر که نان گیرد ایمان گیرد"نمی روند.

 شاید در این گفته کمی اغراق باشد ولی نمی توان صورت مسئله را از این حقیت روشن پاک کرد، زیرا همه می دانیم که در جامعه کنونی بیشتر مفاسد ریشه در فقر اقتصادی و فرهنگی دارند.

 شما راست می گویید و ما دروغ گویی خود را بر سر بی سوادی خودمان می گذاریم که از واقعیات جامعه خبر نداریم.

گزارش های دروغین از وضعیت گرانی در جامعه، تورم و بی کاری دردی از مردم دوا نخواهد کرد،چرا از گرانی های واقعی بازار کسی گزارش نمی دهد؟چرا علیه گرانی هایی که با شیب ملایم دارد قشر ضعیف را ضعیف تر می کند، مطلبی نمی گذارید؟

درد آور است اینکه قانون برای افراد ضعیف جامعه باشد، درد آورتر از آن دردی است که این روزها بر روی زخم افراد ضعیف جامعه به نام عدالت پاشیده می شود.

اِ هِ نمی دانم واقعا کسی نمی داند یا کسانی هم که میدانند خودشان را به ندانم کاری زداند.

 بگذریم، نوشتن کار من نیست چون اعتقاد دارم باید دردها را لمس کرد،کسی چه می داند از درد مادری که برای مدوای خود پولی ندارد،کسی چه می داند از دردهای بزرگی که سینه های کوچک را تنگ و بغض هایی شده که چون استخوان در گلو گیر کرده است.

روز به روز قشر ضعیف جامعه ضعیف تر می شود و این یعنی هشداری که دولت باید آن را جدی گرفته و در این عرصه فعالیت موثری برای فقر زدایی انجام دهد.

نیازی نیست دولت برای نشان دادن عملکرد خود در مرحله اول با تدارک دیدن برنامه تلویزیونی به مردم گزارش بدهد، گزارش واقعی مردمانی هستند که در این شهر دنبال کار می گردند؛ اگه باورتان نمی شود حتی صبح یک روز برفی و سرد با هم چند مسیر تا میدان های شهر همسفر شویم و واقیعت ها را از گزارش تا عمل ببینیم.

 برگریدیم به دبستان،آنجا که بابا نان می داد،اینجا هوای شهر آلوده است به حق خوری ها،اینجا دولت به افراد کم درآمد، یعنی در صورت خوش بینانه به بیشتر از 50 درصد مردم یارانه می دهد!!!نه ظاهر بین نباش این فقط یک یارانه نیست این یعنی وابسته کردن مردم به دولت، یعنی نان شبت را من خواهم داد پس نیازی نیست در جامعه اشتغال ایجاد شود،یعنی باید چشم به راه باشی و ...

اگر وضعیت همینطور ادامه پیدا کند و روزی فرا رسد که حتی بابای دبستان نیز نتواند نان خانواده که نه، حتی برای خودش نان پیدا کند، شک ندارم در این روز، سر ماه که فرا رسید خواهد گفت :روحانی نان داد...

اکبری

انتهای پیام/


برچسب‌ها: روحانی نان داد
[ 2014/12/3 ] [ ] [ اکبری ]

انگار روی کار آمدن دولت روحانی برای برخی ها خیلی هم بد نبود،منظورم آنهاییست که با به روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، امیدی دوباره در دلهایشان برای خود نمایی و اظهار نظرهای عجیب کاشته شد.

هنوز چند روز از اعتراف عیسی سحرخیز مبنی بر فاصله گرفتن اصلاح طلبان از بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران مبنی بر اینکه "اصلاح طلبان از امام خمینی فاصله گرفته اند!"نگذشته است که احمد پورنجاتی" نماینده اصلاح طلب در مجلس ششم و عضو جبهه منحله مشارکت در صفحه فیس بوک خود نوشت: "امروز توی صف نانوایی سنگکی محل، در حال و هوای افزایش سی در صدی قیمت نان:

 تقصیر اون لامروت هاییه که زمان شاه، با پول یامفتی نفت، خوشی زد زیر دلشون و از سر شکم سیری، هی رفتن "عرق سگی" خوردند و عربده کشیدند و آروغ زدند و باعث شدند یه عده عصبانی بشند و راه بیفتند توی خیابون ها و شیشه عرق فروشی بشکنند و انقلاب شد دیگه"

این جمله دو سه متری را یک نفس، مرد سیبیلوی میانسالی گفت که توی صف "یکی ها" ایستاده بود!
مرگ بر عرق سگی!"

 پور زنجاتی

حال نمی دانم هدف پور نجاتی از جمله دو سه متری مرد سیبیلوی میانسال مجهول الهویه که اصلا معلوم نیست وجود خارجی داشته باشد یا نه، چقدر برای او اهمیت داشته است که آن را در صفحه خود منتشر کرده است.

بگذریم از اینکه واکنش وی نسبت به اظهارات "یک نفس" آن "مرد سیبلوی میانسال" علیه انقلاب مردم چه بود؟

انگار پور نجاتی نیز با کمی وقفه، با انتشار سخنان آن مرد سبیلو او را تایید کرده است!

حال جای سوال است که غرض شما از انتشار مطلبی به نام دیگران و به کام خود چه بوده است؟یعنی شما به عنوان شخصی که مدتی در این نظام، در مجلس شورای اسلامی سمت گرفته است، قدرت پاسخگویی به یک "مرد سیبلوی میانسال" را ندارید؟

نظامی که به واسطه ریخته شدن خون جوانان همین مملکت تشکیل شد و شاید که یقینا اگر انقلابی و جمهوری اسلامی نبود، معلوم نبود شما حتی رنگ ساختمان مجلس را هم می توانستید ببینید یا خیر.

به یقین انتشار چنین حرف هایی نمی تواند بدون دلیل باشد، و گویندگان این حرف ها اهدافی دارند که گذشت زمان حقیقت پس پرده حرفهایشان را مشخص می کند.

به نظر می رسد همانطور که عیسی سحرخیز گفته است بعد از انقلاب تعدادی از اصلاح‌طلبان از امام خمینی و انقلاب اسلامی فاصله گرفته اند؛ این فاصله به حدی رسیده است که مفاهیم را وارونه می پندارند و  ضد ارزش ها را ارزش و عامل اصلی انقلاب می دانند.

اکبری

 انتهای پیام/

[ 2014/12/2 ] [ ] [ اکبری ]

"اگر امام امروز بود چه می‌کرد؟"این سؤال مهمی است که از طرف پایگاه خبری جماران برای مصاحبه جلائی‌پور انتخاب شده است.راستی اگر امام امروز بودند چه می می کردند؟آیا زمینه‌های اصلاح را فراهم تر می‌کرند؟یا اصلا آیا می شود گفت:اگر امام امروز زنده بود اصلاح‌طلب بود؟!!!

امام خمینی

آنطور که حمیدرضا جلائی‌پور اعتراف می کند هدفش جواب به پاسخ به عیسی سحرخیز است که می‌گوید: «خیلی از اصلاح‌طلبان هم بر‌خلاف اول انقلاب دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند.»

محورهای دنبال شده در این گفت و گو قانون‌گرایی امام به جای انقلابی‌گری است که جلائی پور تلاش می‌کند اثبات نماید که امام نقاط قوتی دارد که اصلاح‌طلبان می‌توانند به آن تمسک کنند.

وی در ادامه سخنان خود می گوید:اگر امام امروز بود زمینه‌های اصلاح را فراهم تر می‌کرد. اصلا من معتقدم اگر امام امروز زنده بود اصلاح‌طلب بود؛ یعنی امام هم به پلورالیسم، اومانیزم، لیبرالیسم، سکولاریسم و پروتستانتیسم معتقد می‌شده است!!!

در این مصاحبه تلاش شده است به جای اسلام‌باوری و اسلام‌خواهی امام تفسیری موسع از جمهوری‌خواهی امام ارائه شود که با واقعیت هم خوانی ندارد.

امام مدار قانون بوده و در این شکی نیست که سعی می کرد امورات کشور بر اساس قانون اداره شود و انقلابی بودن امام را تاریخ مثل روز روشن در مقابل چشمان همه قرار داده است که نیازی به دلیل ندارد.

 اما برای برای اثبات انقلابی بودن امام کافیست که جلد 21 صحیفه امام را با جلد 9، 10، 11، 12 و 13 آن ‌که مربوط به صدر انقلاب است، مقایسه کنید.

شاید جلائی نمیداند که برخورد امام با منافقین بعد از مرصاد انقلابی بود که هنوز در سند این گفته شک دارد، و نمی داند که وجود امام اگر بود همان کاری را می کرد که که در همان سالهای اول انقلاب انجام داده است، البته ناگفته نماند که شاید جسم امام از بین ما رفته باشد ولی راه امام و ولایت همیشه هست و امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است.

خوب است عینک خود را عوض کنید تا ماهیت امام را؛ امام انقلابی بود، آری همان امامی که فرمودند:بغض و کینه انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید و با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید» فرمودند: «اگر بند بند استخوان‌هایمان را تکه‌تکه کنند، اگر زن و فرزندانمان را در مقابل چشمانمان به اسارت برند و...»،‌ فرمودند «من با صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در جهان سرمایه‌گذاری می‌کند» و ایران را برای آنان به عنوان «دژ نظامی» معرفی کردند.

حقیقت این است که شما امام انقلابی را نمی‌خواهید ببینید تا بتوانید جامعه مدنی و جنبش‌های اجتماعی و نظرات هابرماس، گرامشی و مارکوزه را عملیاتی کنید.

امام می‌فرمود:«تا من هستم نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد» و اگر امام بود می‌فرمود: من انگشت اشاره‌‌ام را در مقابل شما به سوی رهبری بعد از خود نشانه رفتم و گفتم ایشان در میان دوستان چون خورشید می‌درخشد. شما بعد از من با وی چه کردید؟

آری این سوال مهمی است که شما باید پاسخ آن رابدهید،امام در دوران انقلاب به نحو احسن انقلاب را مدیریت کرد و انقلاب اسلامی ایران را به پیروزی رساند،خوب است به جای تعیین تکلیف و جواب به سوال اگر امام بود چه می کرد به این سوال پاسخ دهید که شما بعد از امام برای انقلاب و اسلام چه کرداید؟

آری من هم با جلائی پور در قانون گرایی امام اشتراک نظر دام و معتقدم اگر امام بود با شما قانونی برخورد می کرد و شاید دیگر نمی توانستید گستاخانه در برخی امور دخالت کنید.

و در پایان آقای جلائی پور، امام اگر بود شاید شما آنجا نبودی...

اکبری

انتهای پیام/


برچسب‌ها: اگر امروز امام بودند چه می‌کردند
[ 2014/11/30 ] [ ] [ اکبری ]

مرتضی پاشایی، خواننده ۳۰ ساله پاپ بعد از یک سال مبارزه با سرطان معده، جمعه ۲۳ آبان در بیمارستان بهمن تهران درگذشت.اما این فقط یک مرگ عادی برای شایعه سازی و تجمع ها نبود.

برگردیم به زمانی که مرتضی در بیمارستان بستری بود و طرف دارانش پیگیر حال او از شبکه های مختلف بودند.

مرتضی پاشایی

خبرها در گوش زمان ومکان پیچید و حالا نوبت به ملاقات شخصیت های معروف بخصوص خوانندگان با مرتضی پاشایی توقعی بود که برخی داشتند.هنوز خبری نشده بود که یک شایعه برای شروع یک حرکت برنامه ریزی شده از وایبر آغاز به کار کرد.خبر به سرعت در شبکه های موبایلی حتی در شهرستانها چرخید.

آری اولین پیام برای تجمع طرفدارن، به صورت حرفه ای و با عنوان زیارت عاشورا خوانی توسط رضا صادقی خواننده پاپ ایرانی آن هم در محل بستری مرتضی پاشایی منتشر شد!

اما بر خلاف تصورات برخی، رضا صادقی برای دفاع از خود برخواست و شایعه پراکنان را آدمی کوته فکر خواند که در متن پیام آمده است:

«سلام به دوستانم جانم...

متاسفانه در زمانه ای زندگی می کنیم که درد آدم ها میشه بهانه واسه خودنمایی!!!

جای تاسف داره که وقتی هستیم، تشیع می شیم و برای رفتن تحسین!

باز هم متاسفانه یه عده آدم کوته فکر شایعه انداختن که امروز ساعت 6 عصر درب بیمارستان مراسم زیارت عاشورا با خوندن من برقرار می شه... اصلا دلیلش رو نمی دونم اما متاسفم که اینقدر دروغ و شایعه راحت پذیرفته می شه!

مرتضی احتیاج به آرامش داره و هر دعایی هست زیباست اگه در قلبمون براش انجام بدیم...

به هر حال به اطلاع برسونم که من در جریان این مطلب نیستم و فقط با تمام وجود برای برادرم مرتضی دعای سلامتی خواهم داشت...

یا حق..»

پیام رضا صادقی در مرگ پاشایی

 اما این پیام برای تجمع ها کافی و البته جواب گو نبود؛مرتضی مرد و حالا بهانه ها برای تجمع های خیابانی به نام مرتضی و به کام خود، جان و دل تازای در بین برخی پیدا کرد.آری برای چندمین بار متوالی و البته با متنی متفاوت این بار پیام تجمع به صورت غایبانه در شبکه های موبایلی منتشر شد.

در یکی از این پیامها آمده است:بچه ها خواننده های عزیز کشورمون از جمله رضا صادقی و... از همه دعوت کردن که به یاد مرتضی عزیز امشب ساعت7 جلو برج میلاد تجمع کنیم... و اما رضا صادقی تکذیب کرد...

ساعاتی بعد رسانه دولتی انگلیس، آن داعیه ی مهربانتر از شیر مادر که همیشه دلسوز ما ایرانیان است نوشت:درگیری‌های 'پراکنده' در تجمعات هواداران مرتضی پاشایی!!!

 

و بی بی سی ادامه داد:در عین حال، گزارش شده است که در مواردی، تجمعات در برخی شهرهای ایران با برخورد نیروهای امنیتی روبه‌رو بوده است. از جمله ایرنا از تجمع "چند هزار نفر" در یکی از خیابان‌های شهر مشهد خبر داده و نوشته است که حاضران در این تجمع به یاد او شمع در دست گرفته بودند و ترانه‌هایش را همخوانی می‌کردند.

 

bbc

 

ادامه گزارش بی بی سی در رابطه با مرگ پاشایی نبود ولی همین مرگ باعث شد کمی از حرف دلهایشان را با این بیان که این آیین جدا از تمام آیین های سوگواری، از زیبایی شناسی خودش پیروی کرد:آواز با محتوای موسیقی پاپ، چیزی که در تمامی این سالها استخوان لای زخم مسئولان فرهنگی این مملکت بوده است، به طبل های پوچ بکوبند.

 مرگ یک جوان سی ساله، حتی به دلیل سرطان ۱۱ ماهه معده، برای مردمی با حافظه و سابقه و تاریخ سهراب کشان، یک مرگ سیاسی است. همین است که در فاصله چند ساعت پس از مرگ، مردم و کاربران فضای مجازی، بحث را به سمت دلیل شیوع سرطان می کشانند و پای پارازیت و آلودگی هوا و بی کفایتی های مدیریتی را به این قصه باز می کنند.

در تجمع مردم به منظور سوگواری برای خواننده پاپ، یک سرکشی از امر مسلط نهفته است. تجمع در خیابان و آوازخوانی برای مرتضی پاشایی، تلاش موفقی برای شکل دادن به یک آیین سوگواری است.

جمع شدن و آواز خواندن، شمع روشن کردن و گریه و خنده و افسوس و تشویق جمعی، پیش از ادای احترام به مرگ مرتضی پاشایی، پاسخ به یک نیاز اجتماعی است که بی اجازه مسئولان انجام گرفته است.

تعدادی از برنامه ها و تجمع ها طبق خواسته برخی همراه با حاشیه هایی برگزار شد که در برخی موارد شرکت کنندگان حتی مرتضی پاشایی را نمی شناختند بلکه او را مسخره هم می کردند.

اکبری

انتهای پیام/


برچسب‌ها: واکاوی مرگ مرتضی پاشایی از وایبر تا بی بی سی
[ 2014/11/17 ] [ ] [ اکبری ]

بچه که بودم حتی در شب های مهتابی و تیره آسمان برایم آبی بود،خبری از دل آدمهای بزرگ نداشته و غصه ای وبالم نبود...

اما دیگر آسمان برایم آبی نیست، شاید تقصیر چشمان من باشد...

دیگر بازی های کودکانه را دوست ندارم،شاید تقصیر دل من باشد...

من کودکی بیش نبودم و حالا... اِ هِ بیخیال...اینجا خیلی سوت و کور است،نای نوشتن ندارم بیا کمی با هم بگوییم و به هوای هم گریه کنیم...

غم

بچه که بودم نمی فهمیدم درد را؛ درد که نه،حتی لذت های زندگی کوکانه ای که به ظاهر در آن غرق بودم.

تو را نمی دانم و دوست ندارم بدانم اما سبک زیستن من است که با چشم هایم در آمیزم و شعری شوم که شاعرانش در گذشته اند.

درد آور است اینکه کودکی ات را حتی به یاد نیاوری، کودکی ات برایت چون خوابی باشد که در شبی تاریک از مقابل نگاه چشمانت فیلم وار گذشته باشد...

آری این است کودکی، اینکه در کودکی ات غصه نداشته باشی،درد نداشته باشی و ندانی که دردی نداری.

حال بزرگ شدای و باید بکشی و بدانی که در آتش دردی که در آن غرق شدای می سوزی...

کاش بچه بودم...

من دیگر بزرگ شده ام افسوس...

.....................................................................................

پ.ن :یک نفر خواب مرا تعبیر کند احساس می کنم ساعتهای بی خوابی من نیاز به تغییر دارد.

چیزهای کوچک:

انسانهای بزرگ دلهای بزرگی دارند.


برچسب‌ها: من بزرگ شده ام افسوس
[ 2014/11/17 ] [ ] [ اکبری ]
.: Weblog Themes By kolbeyetalabegi.blogfaakbari :.
درباره وبلاگ

به نام خداوند دانشجویان باصفا و طلبه های بامرام!...


برای کسی نوشتن قلم نای ندارد
این جا می نویسم برای جسم خودم
از هر آنچه که بر من می گذرد
در این م ... ز

............................................


پایین پست هایم جایی است برای چیزهایی کوچکی که دوستشان دارم

درد نه! چیزهایی بزرگ برای ذهن که قلم کوچک بودن را برای آنها نوشته است

مثل کلمات قصار

می تواند یک حدیث باشد یا یک جمله از انسانی بزرگ یا بافته ای از تفکرات ذهنی

یا جمله ای از یک کتاب که نخواندام یا حتی صحبت های دو نفر که دیروز در پیاده رو از کنارشان گذر کردم

حتی می تواند یک جمله ای باشد که خودم برای خودم نوشته ام !


دوستدار وارادتمند همه بنده های خدا...

اکبری
برچسب‌ ها
اسلایدر تصاویر
امکانات وب
avatar
این روزهاکلبه ی طلبگی ام را بیشتر از همیشه دوست خواهم داشت. لطفا از نظرات زیبای خود دریغ نفرمایید ...
وبلاگی برای همه جوانان عزیز با آرزوی موفقیت برای همه شما